امروز...

وختی بالاخره یه جا  پارک پیدا کردمو....ماشینو پارکیدم...

تو اون تگرگ و بارونه کیلویی...

تا پیاده شدم...

یه اسم آشنا سر یه خیابون...

رحیم زاده ثمری...

 

یادم افتاد چقد دلم برا یه دوست قدیمیم تنگ شده...

 

+سرت سلامت تا ابد