نبودم و حالا هستم...

با دنیایی که حالا خیلی فرق کرده!

و این خیلی که الان میشنُفی ...خیلی بیشتر از خیلی ها ایست که تا به حال برایت قابل فهم بوده!

مدتی را قلبم ایستاده بود و مرا جا گذاشته بود!

نمیدانم چه شد که دوباره اندکی جان گرفت...اما نیاز به زمان دارد تا عادت کند به این درد...

از این مدت چیزی یادم نمی آید جز:

فرار... حتی از خودم!

پس ازم توضیح نخاه و فقط با دعا کمکم کن کنار بیام با ...غیر قابل هضم!