امروز ۱۱۱۱روز از آخرین باری که دیدمت میگذره...
خیلی چیزا فرق کرده خیلی...
من...تو...
تویی که نمیدونم کجایی و چی کار میکنی...
نمیدونم که حتی شاید هرازگاهی یادم بیوفتی یا نه...
اما
من
بی آنکه بخواهم به یادتم...
و این...تاوان داشتن احساسات یک دختر آبانیست و بس!
+حتی اگه این همه توضیح هم نمیدادم از همون روزشمار خط اول هم باید میفهمیدی! نه؟
***هنوزم منتظرم زن بگیری بیای واحد روبه روییمونو اجاره کنی صب به صب بچه هاتونو بدید من نگه دارم شما برید سر کار! یادته؟
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۱ ساعت توسط Sim sim
|