+دانشگاه آزاد/واحد پرند .................................رف رو مُخم!

 

+خودتون تصور کنید که چه جور ماسیدم وختی تابلو سر درشو دیدم در حالی که با دست چپم بازو دست راست مجیدُ میمالیدم که به خاطر جلو بازو زدن زیادی درد میکرد و با دست راستم سیگارشُ رو لبش نگه داشته بودم!


+خودم دارم با دستای خودم مغرمُ مــــــــــــــیـــــــگـ...........ام!

+گرچه فک نکنم دیگه ربطی به تو داشته باشه اونجا ٬تو باید تا الان مهندسیتُ گرفته باشی! ؟

 

بعدا" نوشت: من خوشبختم! خیلی....!!! و با تک تک سلول هام هم آرزو میکنم که خوشبخت شی! تو ازهمیشه و تا همیشه واسه من محترم و عزیز بودی و هستی! دوست قدیمی...

 

+نبودم٬ سفر بودم ...بسی جایتان خالی نبود... سفر دو نفره بود!


+می تونم به جرات جون همتونو قسم بخورم که هیچ لذتی تو دنیا از این بیشتر نیست که یه شب تا صب... کنار ساحل دریا ... با نومزدت... سرکنی!

+صب که از خواب پاشدیم...هیچی نموده بود برامون به جز...سه تا پاکت خالیه وینستون!

+به خدا کنار ساحل یاد همتون بودم!

+یاد تو هم بودم٬ تویی که روزگاری پنگو من بودی! تویی که ۳۹۲ روز است ندیدمت...۲۷۳ روز است نشنیدمت... ۱۹۴روز است که نخاندمت!

+به یاد آخرین sms که زدم برایت از کنار دریا! یاد آرزویی که به دریا دادمش و گفتم دفعه بعد را با تو بروم آنجا و حالا...درست دفعه بعد آن موقع بود که با مجید رفتم!

+احساسات فرق کرده...عوض شده ایم جفتمان! از عوضی بودن در آمده ایم! دوست داشتن را ژرف تر تجربه میکنیم! 

+شوشو قاط زده...خودش میگوید جنون است!میگوید تا الان نمیفهمیدم تو را! اینکه تا الان قدرم را نمیدانسته! کنار ساحل عربده میزند که:های ...همه بدونید٬ بهترین زن دنیا زنه منه! مامان شوشو میگوید رفتید شمال مخش نم کشیده تو نگران نباش! به نظرم حق با مامان شوشو است!

+پارسال روز زن حتا سر سوزنی فکر نمیکردم که امسال روز زن....بهم تبریک گفته بشه و کادوش تو راه برگشت از سفر داده بشه!

+این ینی من یه زنــــــــــــــــــــــــم! مثه خیلی های دیگر! خیلی هایی که با یک جفت گوشواره گرانقیمت روز زن بودنشان خوش میشود!

هچل هف...

 

به قول فرهـــــاد:

این منم می بینی:

+این منم! واسه وختیه که خیلی خوچولوتر از این حرفا بودم!

توضیح نوشت:همونطور که مستحضرید...این عکس گرد بریده شده...و متعلق به تلفن مغازه پدر مهربان تر از مادرم است! ینی بابام اینو گرد بریده بوده و گذاشته بوده رو تلفن مغازش اون موقع....اَ این تلفن چرخونکیا هستا...اَ اونا!(ینی عکس بدبخت منو گذاشته بوده جای مقوای شماره ها...!)

حالا چی شد که این عکس شد پست ایندفه!!!

قضیه اینه از اونجایی که ازدواج منو مجید از ۵۰ سال پیش برنامه ریزی شده بوده (ینی درست از همون موقعی که بابابزرگامون هنوز مجرد بودن و با هم دیگه دوست شده بودن و بعد ازدواجشونم دوست موندنو پدر شوشوی بنده شیر مادر بزرگ اینجانب رو خورده رشد و نمو پیدا کرده شده عموی ناتنی ما و حالا ما او را بابا صدا میزنیم...بعد این همه سال وصلت پیدا کردن) لذا اَ اون موقه ای که این عکس رو تلفن مغازه پدر جان جا خوش میکنه، هر دفه که مجیدینا میرفتن مغازه بابای بنده، مجید دلبندم این عکس رو میدیده و به قول خودش یکبار هم کلی اصرار میکند تا پدرم مرا از آنجا دربیاورد تا بتوانم نفس بکشم!!!!!

+تازه مامان شوشو تعریف میکند که من دنیا آمدم یک سرهمی صووووولتی برایم می آورد و کلی با من بازی میکند...!!!!(آخه بگو مگه من همسن توام؟؟)

خولاصه خواستم بدانید که ازدواج اینجانب کم الکی نیست هاااا....!

بی ربط نوشته ها:

-موزیک قبلی رو بیشتر دوس داشتم اما خراب شد! فلن این باشه تا ببینم چی میشه!

-همه ماتیک هام تموم شده! لب بالاییم کبوده و حوصله ندارم واسه همه توضیح بدم که بابا به پیر به پیغمبر تنها یک تخلیه احساسات خشک و خالی بود و بس!

-دو هفتس میخام بگم یادم میره! طلا و مس را ببینید! فقط اگر رفتید ببینید مخصوصا" که طبقه هفتم یک سینمای به ظاهر لوکس رفتید، مخصوصا" که تنها زوج رسمی آنجا شما بودید، مخصوصا" که باقی تماشاگران تحت جو نام سینما "آزادی"یه خود را دوچندان پنداشتند....باز هم شما فقط فیلم را دریابید! چون بسیار زیبا و لطیف است!درست مثه حس دوست داشتنهای اول بلوغ!

+مملکت را گُ ورداشته برادرم،یا شاید هم خواهرم!