به قول فرهـــــاد:
این منم می بینی:

+این منم! واسه وختیه که خیلی خوچولوتر از این حرفا بودم!
توضیح نوشت:همونطور که مستحضرید...این عکس گرد بریده شده...و متعلق به تلفن مغازه پدر مهربان تر از مادرم است! ینی بابام اینو گرد بریده بوده و گذاشته بوده رو تلفن مغازش اون موقع....اَ این تلفن چرخونکیا هستا...اَ اونا!(ینی عکس بدبخت منو گذاشته بوده جای مقوای شماره ها...!)
حالا چی شد که این عکس شد پست ایندفه!!!
قضیه اینه از اونجایی که ازدواج منو مجید از ۵۰ سال پیش برنامه ریزی شده بوده (ینی درست از همون موقعی که بابابزرگامون هنوز مجرد بودن و با هم دیگه دوست شده بودن و بعد ازدواجشونم دوست موندنو پدر شوشوی بنده شیر مادر بزرگ اینجانب رو خورده رشد و نمو پیدا کرده شده عموی ناتنی ما و حالا ما او را بابا صدا میزنیم...بعد این همه سال وصلت پیدا کردن) لذا اَ اون موقه ای که این عکس رو تلفن مغازه پدر جان جا خوش میکنه، هر دفه که مجیدینا میرفتن مغازه بابای بنده، مجید دلبندم این عکس رو میدیده و به قول خودش یکبار هم کلی اصرار میکند تا پدرم مرا از آنجا دربیاورد تا بتوانم نفس بکشم!!!!!
+تازه مامان شوشو تعریف میکند که من دنیا آمدم یک سرهمی صووووولتی برایم می آورد و کلی با من بازی میکند...!!!!(آخه بگو مگه من همسن توام؟؟)
خولاصه خواستم بدانید که ازدواج اینجانب کم الکی نیست هاااا....!
بی ربط نوشته ها:
-موزیک قبلی رو بیشتر دوس داشتم اما خراب شد! فلن این باشه تا ببینم چی میشه!
-همه ماتیک هام تموم شده! لب بالاییم کبوده و حوصله ندارم واسه همه توضیح بدم که بابا به پیر به پیغمبر تنها یک تخلیه احساسات خشک و خالی بود و بس!
-دو هفتس میخام بگم یادم میره! طلا و مس را ببینید! فقط اگر رفتید ببینید مخصوصا" که طبقه هفتم یک سینمای به ظاهر لوکس رفتید، مخصوصا" که تنها زوج رسمی آنجا شما بودید، مخصوصا" که باقی تماشاگران تحت جو نام سینما "آزادی"یه خود را دوچندان پنداشتند....باز هم شما فقط فیلم را دریابید! چون بسیار زیبا و لطیف است!درست مثه حس دوست داشتنهای اول بلوغ!
+مملکت را گُ ورداشته برادرم،یا شاید هم خواهرم!